التزام عملی به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران؟

سلام،

تعدادی از افرادی که برای انتخابات ثبت نام کرده اند؛ با ماده 31 بند 2 تائید نشده اند؟؟؟؟؟؟

این سوال ها مطرحه می شود:

  • آیا برادر زن واعظ طبسی که چندین سال هم به اسلام و هم به فرزند زهرا سلام الله علیها ولی نعمت ما ایرانیان حضرت ارباب علی بن موسی الرضا علیه السلام خیانت کرده، و از دست مبارک شخص آقا ابراهیم رئیسی هم لوح تقدیر دریافت کرده اند!!! بند 2 شامل حال ایشان نمی شود؟؟؟؟؟
  • پسر واعظ طبسی ناصر طبسی چه؟؟؟ به اسلام و مسلمین و جمهوری اسلامی سینه چاک جمهوری اسلامی می باشد؟؟؟؟؟!!!!
  • رفیقدوست که بهتر است بگوییم:{ رفیق دزد } که با چک های خانمش سرقت کرد، و خاوری اعدام شد، از حبس ابد به هشت سال تقلیل یافت؟ نور چشمی جمهوری اسلامی است؟
  • چرا چون برادرش باباش تره بار کار می کرده؛ و با بلیزر امام رحمه الله علیه را سوار کردند، و الان لکسوس سوار می شونند!!! و در خانه های چند صد میلیاردی زندگی می کنند؟ اینها عزیز کرده جمهوری اسلامی هستند؟؟؟!!!!
  • پنج برادر دالتون؛ یادگارهای میرزا هاشم آملی!!! که بجز آفت کاری برای نظام انجام نداده اند ؟؟؟ این سیاستمداران بی غیرت و مفتخور دلسوز نظام هستند؟
  • مگر همین علی لاریجانی نبود که به سفارش مرحوم شهید مطهری از وزارت ارشاد به صدا و سیما رفت؟ چون داماد شهید مطهری بود؟
  • آیا کرباسچی ؟ از نورچشمی های نظام است؟ چندین ماه شب ها تا اذان صبح محاکمه ایشان پخش می شد!!! عاقبت چه شد؟ ؟؟؟!!!!
  • آیا فرزندان هاشمی رفسنجانی عاشق سینه چاک نظام جمهوری اسلامی هستند؟؟؟؟
  • راستی چه اتفاقی افتاد، دوره اول همسر شهید رجایی تایید شد و رفت مجلس، ولی در دوره بعد رد صلاحیت شد؟؟؟ چه اتفاقی افتاد که جنتی اعلام مشارالیها سمپاد منافقین بوده است؟؟؟
  • مگر قرار نشد انقلاب کنیم که تجملات نباشد، راننده خصوصی نداشته باشیم، کسی برایمان درب ماشین باز نکند؟ سوار ماشین های آنچنانی نشوییم؟؟؟!!!!

الله تو دانی و خدا، ظالمین را به سزای اعمال خودشان برسان

قانون انتخابات محلس شورای اسلام ( با اصلاحات و الحاقات تا تاریخ 1402/5/1

قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی
(با اصلاحات و الحاقات تا تاریخ ۱۴۰۲/۰۵/۰۱)

ماده ۳۱- انتخاب‌شوندگان هنگام ثبت نام باید دارای شرایط زیر باشند:

۱– اعتقاد و التزام عملی به اسلام


۲- التزام عملی به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران

۳- تابعیت کشور جمهوری اسلامی ایران

۴- ابراز وفاداری به قانون اساسی و اصل مترقی ولایت مطلقه فقیه

۵ - داشتن مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد یا معادل آن

۶- نداشتن سوءشهرت در حوزه انتخابیه

۷- داشتن سلامت جسمی و روانی به‌گونه‌ای که توانایی متعارف انجام وظایف نمایندگی را داشته باشد.

تبصره- شورای نگهبان می‌تواند در صورت نیاز، موضوع این بند و بند (۶) ماده (۳۳) این قانون را از سازمان پزشکی قانونی کشور استعلام نماید.

۸- حداقل سن سی سال تمام و حداکثر هفتاد و پنج سال تمام

۹- گواهی معتبر و مورد تأیید بالاترین مقام نهاد یا مؤسسات مربوط مبنی بر داشتن حداقل پنج‌سال سابقه فعالیت اجرائی یا آموزشی یا پژوهشی یا قضائی در یک یا همه آن‌ها در بخش دولتی، عمومی یا غیرعمومی در هنگام ثبت‌نام

۱۰- داشتن کارت یا گواهی پایان خدمت وظیفه یا معافیت دائم قانونی

تبصره ۱- داوطلبان نمایندگی اقلیت‌های دینی مصرح در قانون اساسی از التزام عملی به اسلام، مذکور در بند (۱) این ماده مستثنی بوده و باید در دین خود ثابت‌العقیده باشند.

تبصره ۲- هر دوره نمایندگی مجلس معادل یک مقطع تحصیلی فقط برای شرکت در انتخابات محسوب می‌شود.

تبصره ۳- ملاک محاسبه سن اشخاص برای ثبت نام در انتخابات بر اساس تاریخ تولد اولیه ثبت شده در شناسنامه رسمی است و تغییرات بعدی توسط دستگاه‌های ذی‌ربط به استثنای محاکم قضائی ملاک عمل نمی‌باشد.



به کجا چنین شتابان؟ (4)

سلام؛

دلبر ای ... غریب و بی کس و ای بی منزلم من ای

الله جان ای ... غریب و بی کس و بی منزلم من

ای فضیل و بی نوا و بی دلم من ای

الله ای ... اگر افغان کنم ای محزور باشم

ای که دل داند به جای مایلم من وای ای

ای مسلمان ای مسلمان ای

الله تو دانی و خدا ای یکبار بگو جان ای

الله ای ... نمیدانم ای به دنیا چیستم من

ای نمیدانم ای به دنیا چیستم من

ای چنین حیران برای کیستم من ای

الله ای .... به سرّ کار خود ای واقف نگشتم

ای به سرّ کار خود ای واقف نگشتم

ای به حیرت زیستم تا زیستم من

ای جان دلبر ای ... ای شب ها دیوانه ام ای روزها قلندر ای

الله ای ... نمی دانم ای به دنیا در چه کارم

هی نمی دانم ای به دنیا در چه کارم

ای چه حاصل کرده ام ای در کف چی دارم

هی داد بیداد ای داد بیداد ای

الله ای ... داد ای داد ای داد ای

الله پر کاهم ای به دست باد تقدیر ای

پر کاهم ای به دست باد تقدیر ای ...

الله به هر جا می برد بی اختیارم ای

الله ای ... نه هوشیارم ای نه مجنونم نه مستم

ای نه هوشیارم ای نه مجنونم ای نه مستم

ای به حیرت مانده تا من چه هستم ای داد ای

الله ای ... ای در این غرقاب بی پایان خدا را

ای در این غرقاب بی پایان خدا را

ای رفیقان الامان ای گیرید دستم وای ای وای ای

ای دلبر من ای دلبر من بدر کن پیرهن غم از بر من ای

الله ای ... دلا مرگ ار رسید آماده می باش

ای دلا ای مرگ ار رسید ای آماده می باش

ای چو سایه سر به خاک افتاده می باش ای

الله ای ... به خدمت یاری ای یاران همدل ای

ای به خدمت یاری ای یاران همدل ای

ای به یک پای چو سرو ایستاده می باش ای

ای زال بانو زال بانو ای دلیل من تویی ای غمخوار بانو ای

الله ای ... جلال الدین ای دریغ از زندگانی

ای جلال الدین ای دریغ از زندگانی

ای دریغ از عشرت و دنیا

الله ای ... به عشرت ای رخت بربستند ای یاران ای

های ای به عشرت ای رخت بربستند ای یاران ای

الله دل پردرد از دنیای فانی داد ای

هی ای دنیای فانی الله ندارد عاقبت این زندگانی ای

الله ای ... بلا می‌جوشد از ای اکناف دنیا

ای بلا می‌جوشد از ای اکناف دنیا ای

ای گرفته رنگ خون اطراف دنیا ای

الله ای ... ندیدم ای کس دمی بی غم برآرد

ای بسوزد خانه انصاف دنیا ای داد بیداد ای داد بیداد ای

الله جان ای ... بسوزد خانه انصاف دنیا ای

قاضی جلاالدین

به کجا چنین شتابان؟ (3)

سلام؛

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌ کنند
چون به خلوت می‌ روند آن کار دیگر می‌ کنند

مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس
توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می‌ کنند

گویا باور نمی‌ دارند روز داوری
کاین همه قلب و دغل در کار داور می‌ کنند

یا رب این نو دولتان را با خر خودشان نشان
کاین همه ناز از غلام ترک و استر می‌ کنند

ای گدای خانقه برجه که در دیر مغان
می‌ دهند آبی که دل‌ ها را توانگر می‌ کنند

حسن بی‌ پایان او چندان که عاشق می‌ کشد
زمره دیگر به عشق از غیب سر بر می‌ کنند

بر در میخانه عشق ای ملک تسبیح گوی
کاندر آن جا طینت آدم مخمر می‌ کنند

صبحدم از عرش می‌ آمد خروشی عقل گفت
قدسیان گویی که شعر حافظ از بر می‌ کنند

به کجا چنین شتابان؟ (2)

سلام؛

دانی که چنگ و عود چه تقریر می‌ کنند
پنهان خورید باده که تعزیر می‌ کنند

ناموس عشق و رونق عشاق می‌ برند
عیب جوان و سرزنش پیر می‌ کنند

جز قلب تیره هیچ نشد حاصل و هنوز
باطل در این خیال که اکسیر می‌ کنند

گویند رمز عشق مگویید و مشنوید
مشکل حکایتیست که تقریر می‌ کنند

ما از برون در شده مغرور صد فریب
تا خود درون پرده چه تدبیر می‌ کنند

تشویش وقت پیر مغان می‌ دهند باز
این سالکان نگر که چه با پیر می‌ کنند

صد ملک دل به نیم نظر می‌ توان خرید
خوبان در این معامله تقصیر می‌ کنند

قومی به جد و جهد نهادند وصل دوست
قومی دگر حواله به تقدیر می‌ کنند

فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر
کاین کارخانه‌ ایست که تغییر می‌ کنند

می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب
چون نیک بنگری همه تزویر می‌ کنند

به کجا چنین شتابان ؟

سلام؛

به کجا چنین شتابان؟

شاعر: محمد رضا شفیعی کدکنی

به کجا چنین شتابان؟
گَوَن از نسیم پرسید
دلِ من گرفته زینجا
هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان؟
همه آرزویم، اما
چه کنم که بسته پایم...
به کجا چنین شتابان؟
به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم
سفرت به خیر! اما، تو و دوستی، خدا را
چو ازین کویرِ وحشت به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها به باران
برسان سلامِ ما را

یا سیدی و یا مولای ، انت ربی، ان عبدک