تعارض، تمارض، تضاد، تعامل کدام؟

با سلام

حضرت آقای شهید فرمودند : بی حجابی هم حرام شرعی است، و هم حرام سیاسی؟

الان وضعیت جامعه فدای قدرت حکومت شده است؟

الان هوای گرم و دختران و پسران با لباس های کوتاه، و نازک؟

این ها الان حرام شرعی است یا حرام سیاسی؟

اگر سفری به سرای ابزار تهران بزنید، متوجه می شوید که تخته نرد هم قانونی در حال فروش هستند؟

بالاخره ما که نفهم تشریف داریم؟ اما شما که فهمیده هستید؟ بفرمایید: تعارض، تمارض، تضاد، تعامل کدام بر ما حکومت می کند؟

الهی من لی غیرک

ما را به خیر تو امید نیست شر مرسان؟؟؟؟

خالیباف:

مردک: هنوز هیچ غلطی نکردید؛ تنها به آمار شهدا، جانبازان اضافه و تخریب ایران عزیز را به ارمغان آوردیده اید؟

بنابر این سهم من، سهم من نکن!!!

اگر رفیقی دارید؟ تشریف ببرید، روسیه یا چین؟

شما که عادت دارید؟ برای خرید و ساخت و ساز به خارج بروید؟

بعد هم این مردم نیازی به تو و امثال تو ندارنند؟؟؟

رهبرمان آقا سید مجتبی دامه برکاته الشریف با توکل به حضرت حق جل جلاله الشریف از کوه استوار تر و مستحکم تر در برابر سونامی ها و پروانه ها و فرضیه آشوب با قدرت ایستاده اند..

تو برو همان به، که: به برج سازی خود رسیدگی نمایید. ای مارمولک زالو صفت

هی یره، برو، رهبر ما خود می داند، ساربان کجا نگه دارد؟

تنها مردم را به کشتن داده اید، کار مثبتی نکردید؟ از خود متشکر هم هستی؟

تو و امثال تو از ابوسفیان و خاندان ظالم ابوسفیان رذل تر و خبیث تر هستید. خودت هم خوب می دانی چه می گویم؟

امان از دل زینب امان از دل مردم امان از دل زینب

هم سلام علیکم هم علیکم السلام،

از کی که بنالم از چه بنالم

اگر این مردم قالیباف را قبول داشتند، به او رای می دادند؛ شما با چه جسارت و گستاخی او را به عنوان نماینده این مردم و این نظام در راس هیئت مذاکره کنندگاه با پست سفارشی ارسال می کنید؟؟؟؟

واقعا" سردمداران باید خجالت بکشند؟ خالیباف را که نتوانست چهار میلیون رای بیاورد؟؟!! به عنوان نماینده این مردم شریف ارسال می کنید؟

حاشا به کرمتان که برای این مردم شهید پرور حتی تره هم خرد نمی کنید؟

از خدا بترسید؟

اگر از خدا نمی ترسید؟ از بنده خدا بترسید؟

فرزندان خمینی رحمه الله علیه زنده هستند.

لازم است: دانشمندان و فلسفه در انقلاب و شورش و کودتا تجدید نظر کنند؟

سلام علیکم:

بهترین گزینه برای مردم نیازمند انقلاب است؛ اما چرا بعد چند صباح دیگر اهداف انقلاب معنی و مفهومی ندارد.

قرار بود:

تجمل نباشد

بنز سوار نداشته باشیم.

هر چوپانی پیامبر صلوات الله علیه نمی شود؟

هر هاشم لاریجانی بنی هاشم نمی شود؟

هر واعظی در طبس واعظ بر منبر نمی شود؟

کاش من هم قبل از انقلاب در سن بلوغ بودم و چند روزی را در سلول ها ی ساواک در هویزه و ایلام سیستان و بلوچستان و جنوب ایلام در زنجیر بودم؟ یا حداقل بابام سواد داشت و آینده نگری می کرد و ما هم حوزه می زدیم؟ انگلیس می رفتیم؟ در پارکینگ بنز یا بی ام دبلیو داشتیم؟ شایدهم لکسوس می داشتیم؟

بدم نمی آمد که یک حوزه در وسط قم می داشتیم؟ یاد ضرب ضربا زیبا می داشتیم؟

ای بابا: کاش : ویلایی هم چون قصر طبری خائن می داشتیم؟

آن وقت آلان مبارزه با تورم نداشتیم؟

می رفتیم ترکیه خرید می داشتیم؟

در سعادت آباد برج می کاشتیم؟

راستی: کسی که چهار میلیون رای برای ریاست جمهور نیاورد؟ چگونه لیاقت داردکه نمایند این برای مذاکره باشد؟ حاشا و کلا

در راس همه بر خالیباف و رضائی پدر منافق و جنتی پدر منافقی که در برابر فرآمین حضرت امام ایستاد و عروس او در عملیات مرصاد فرمانده عملیاتی منافقین در سرپل، کرندغرب و اسلام بود لعنت و مرگ می فرستم: آمین

عجب همه گروهک ها در رژیم جمهوری اسلامی پا بر روی دوش شهدا گذاشتند و بالا رفتند؟؟

خوشا به حال شهدای هشت سال دفاع مقدس

بالاخره که چه؟؟؟

سلام علیکم،

تا دیروز بر سر زمین و باغداری مردم و چوپانی بوده اند؛ حالا کاسه داغ تر از آش شده اند؟؟!!

هر وقت از میگساری خسته می شوند، برای تفریح می گویند، مذاکره کنیم؟؟؟

وقتی حال مذاکره نبود، چند موشک به لبنان، غزه و فلسطین می زنند؟

از وقتی که خواندن یاد گرفتیم؛ همه جا نوشته بود: اعراب با اسرائیل برادر و برابر هستند؟؟؟؟

بالاخره نفهمیدیم؛ قدس لنا مال کیست؟؟؟

کی باید از او حمایت و پشتیبانی نماید؟؟ لنین یا استالین یا چرچیل یا هرزه مسئولان جزیره هکذا و هکذا........

که الان نود میلیون انسان مسلمان را بازیچه دست خود نموده است؟

الان تکلیف مردم چیست؟

شهید شوند؟

یا

شب ها کف خیابان بمانند؟

زمانی این دوگزینه با همدیگر ترکیبی زیبایی از عشق وجودی پیدا می کند، که یا بجنگیم؟ یا صلح کنیم؟ چرا؟

چون که نه دیگران را به گاری ببندیم و نه خود را فهیم بدانیم؟؟؟؟ تکلیف مردم را روشن کنید؟

نه؛ فکر می کنید روشن است؟

نگذارید این روشنی کم سو یا خاموش شود؟؟؟؟؟

مثلا" : لبنان یک تانک از رژیم کودک کش سرنگون می نماید؟ درست: صدا و سیمایی که از حقیقت و واقعیت به دور است، هر شب و هر روز اعلام می کند؟

حالا": اسرائیل لعنتی چند هزار از مردم بی گناه و بی پناه غزه و لبنان را شهیدمی نماید؛ امافقط در مواقع لازم که بر انگیزاننده افکار و اذهار زنان و پیر مردان باشد از آنها استفاده می کنند؟؟؟

حالا کشاورز و چوپان و برج داران املاکی خانه ملت و همه و همه کاسه داغ تر از آش شده اند؟؟؟؟

بازم به اینجا می رسیم: بالاخره که چی؟؟؟؟!!!!!!

باور کنید حقایق و واقعیات را بیان می نمایم: به قول شهید بزرگوار رجایی فرمودند: مگذارید جنگ فرسایشی شود!!!!!

اما: عده ای از این نامردمان که بر سر همه کلاه گذاشتند و کربلا 4 و 5 فروختند و عمدا" این نوجوانان غواص را به شهادت رسانند؟؟؟؟؟

البته باید از آن نامردمان تشکر کنیم که به ما خیانت از صدام یزید لعنه الله علیه صیانت کردند؟؟؟؟

چرا و چرا و چراها؟؟؟؟

یا ارحم الراحمین

این عید بر ولایت مداران مبارکباد

در برقراری امنیت کشوری هیچ شکی وجود ندارد. اما پس این همه اسلحه و مهمات جنگی از کجا وارد استان ها می شود؟

با کدام جسارت این همه مهمات جنگی در پایتخت توزیع می شود؟

از اربیل عراق تا عربستان و دیگر کشورهای تقریبا" هم مرز ما، آمریکا پایگاه دارد؟

ما کجا را می زنیم که این پایگاه هم سالم هستند؟

چرا انسان ها عبرت پذیر نیستند؟

با سلام و تبریک عید ولایت و امامت

چه علتی باعث می شود که، با این همه دغل بازی ترامپ و آمریکایی های ذینفع باز هم ما منتظر مذاکره هستیم؟

این همه مذاکره ی مکرر به کجا کشید؟

نتیجه این همه تجمع مردم شریف برای حفظ خاک پاک ایران چه شد؟

آیا منتظر هستیم؛ یک هشت سال دیگر اتفاق بیافتد؟

چرا هیچ عربی از غزه و حزب الله، مقاومت و لبنان حمایت عملیاتی نمی کند؟

چرا سپاه پاسداران فقط تهدید به شلیک می کند و انجام نمی دهد؟

اگر واقعا" قاره پیما داریم چرا نیویورک و واشینگتن را تخریب نمی کنیم؟ که مردم آمریکا هم عملا" طمع تلخ جنگ را بچشند؟!

چرا کسی در عمل قدر محبت ها و فداری های این مردم شریف را نمی داند؟

چرا باید مردم قیمت های تورم زا ی ثانیه ای را تحمل کنند؟

به نظرم اگر جنگ عملی شود؛ به نفع مردم و حکومت است؟ به خاطر اینکه زالو صفتان خیلی خیلی سریع رو به انقراض خواهند رفت!! و تورم را بهتر می شود کنترل کرد؟

علت ذکر منشور روحانیت حضرت امام رحمه الله علیه

با سلام،

حضرت امام در سال 3/12/67 بیاناتی تحت عنوان منشور روحانیت ذکر نمودند. انسان، هر از چند گاهی باید گذشته خود را مرور کند. و تغییرات ذهنی و نفسی ایجاد شده را بررسی نماید، تا دجار نسیان و فراموشی نشویم.

یکی از موارد خاص که مورد توجه حضرت امام بوده ، روحانیون متحجر و فرصت طلب بوده است.

در نتیجه کلی می توان اعلام کرد: ، روحانیت در طول حیات حکومتی نباید دچار غرور، خود برتر بینی، و نگاه برده وار به این ملت داشته باشند. البته خوب الحمدالله مملکت عاری از عدل و عدالت است.

همان گونه که همین مردم به شما اعتماد و اطمینان کردند,؛ خیلی راحت سلب اعتماد خواهند کرد؟

بنابراین تمام طلبه ها بدون استثناء چند بار منشور روحانیت را بخوانند، تا بفهمند و درک کنند!!!! خواندن مهم نیست ادراکات اهمیت دارد.

والسلام

مدیریت وبلاگ

منشور روحانیت15

لازم به یادآوری است كه ذكر شمه‌ای از وقایع انقلاب و روحانیت به معنای آن نیست كه طلاب و روحانیون عزیز در فردای این نوشته، حركت تند و انقلابی بنمایند؛ بلكه هدف علم و آگاهی به نكته‌هاست كه در انتخاب مسیر با بصیرت حركت كنند و خطر‌ها و گذر‌ها و كمین‌گاه‌ها را بهتر بشناسند. اما در مورد روش تحصیل و تحقیق حوزه‌‌ها، این‌جانب معتقد به فقه سنتی و اجتهاد جواهری هستم و تخلف از آن را جایز نمی‌دانم. اجتهاد به همان سبك صحیح است ولی این بدان معنا نیست كه فقه اسلام پویا نیست؛ زمان و مكان دو عنصر تعیین كننده در اجتهادند. مسأله‌ای كه در قدیم دارای حكمی بوده است به ظاهر همان مسأله در روابط حاكم بر سیاست و اجتماع و اقتصاد و یك نظام ممكن است حكم جدیدی پیدا كند؛ بدان معنا كه با شناخت دقیق روابط اقتصادی و اجتماعی و سیاسی همان موضوع اول كه از نظر ظاهر با قدیم فرقی نكرده است؛ واقعاً موضوع جدیدی شده است كه قهراً حكم جدیدی می‌طلبد. مجتهد باید به مسایل زمان خود احاطه داشته باشد. برای مردم و جوانان و حتی عوام هم قابل قبول نیست كه مرجع و مجتهدش بگوید من در مسایل سیاسی اظهارنظر نمی‌كنم. آشنایی به روش برخورد با حیله‌‌ها و تزویر‌‌های فرهنگ حاكم بر جهان، داشتن بصیرت و دید اقتصادی، اطلاع از كیفیت برخورد با اقتصاد حاكم بر جهان، شناخت سیاست‌ها و حتی سیاسیون و فرمول‌‌‌های دیكته شده‌ی آنان و درك موقعیت و نقاط قوت و ضعف دو قطب سرمایه‌داری و كمونیزم كه در حقیقت استراتژی حكومت بر جهان را ترسیم می‌كنند، از ویژگی‌‌‌های یك مجتهد جامع است. یك مجتهد باید زیركی و هوش و فراست هدایت یك جامعه‌ی بزرگ اسلامی و حتی غیراسلامی را داشته باشد و علاوه بر خلوص و تقوا و زهدی كه در خور شأن مجتهد است، واقعاً مدیر و مدبّر باشد. حكومت در نظر مجتهد واقعی فلسفه‌ی عملی تمامی فقه در تمامی زوایای زندگی بشریت است؛ حكومت نشان دهنده‌ی جنبه‌‌ی عملی فقه در برخورد با تمامی معضلات اجتماعی و سیاسی و نظامی و فرهنگی است؛ فقه تئوری واقعی و كامل اداره‌ی انسان و اجتماع از گهواره تا گور است.

هدف اساسی این است كه ما چگونه می‌خواهیم اصول محكم فقه را در عمل فرد و جامعه پیاده كنیم و بتوانیم برای معضلات جواب داشته باشیم و همه‌ی ترس استكبار از همین مسأله است كه فقه و اجتهاد جنبه‌ی عینی و عملی پیدا كند و قدرت برخورد در مسلمانان به‌وجود آورد. راستی به چه علت است كه در پی اعلام حكم شرعی و اسلامی مورد اتفاق همه‌ی علما در مورد یك مزدور بیگانه اینقدر جهان‌خواران برافروخته شدند و سران كفر و بازار مشترك و امثال آنان به تكاپو و تلاش مذبوحانه افتاده‌اند؟ غیر از این نیست كه سران استكبار از قدرت برخورد علمی مسلمانان در شناخت و مبارزه با توطئه‌‌‌های شوم آنان به هراس افتاده‌اند و اسلام امروز مسلمانان را یك مكتب بالنده و متحرك و پر حماسه می‌دانند و از این كه فضای شرارت آنان محدود شده است و مزدبگیران آنان چون گذشته با اطمینان نمی‌توانند علیه مقدسات قلم‌فرسایی كنند، مضطرب شده‌اند. من قبلاً نیز گفته‌ام همه‌ی توطئه‌های جهان‌خواران علیه ما از جنگ تحمیلی گرفته تا حصر اقتصادی و غیره برای این بوده است كه ما نگوییم اسلام جواب‌گوی جامعه است و حتماً در مسایل و اقدامات خود از آنان مجوز بگیریم. ما نباید غفلت بكنیم؛ واقعاً باید به سمتی حركت نماییم كه إن شاءالله تمام رگه‌‌‌های وابستگی كشورمان از چنین دنیای متوحشی قطع شود.

استكبار غرب شاید تصور كرده است از این‌كه اسم بازار مشترك و حصر اقتصادی را به میان بیاورد، ما در جا می‌زنیم و از اجرای حكم خداوند بزرگ صرف نظر می‌نماییم. خیلی جالب و شگفت‌انگیز است كه این به ظاهر متمدنین و متفكرین وقتی یك نویسنده‌ی مزدور با نیش قلم زهرآگین خود احساسات بیش از یك میلیارد انسان و مسلمان را جریحه‌دار می‌كند و عده‌ای در رابطه با آن شهید می‌شوند برایشان مهم نیست و این فاجعه، عین دموكراسی و تمدن است؛ اما وقتی بحث اجرای حكم و عدالت به میان می‌آید، نوحه‌ی رأفت و انسان‌دوستی سر می‌دهند. ما كینه‌ی دنیای غرب را با جهان اسلام و فقاهت از همین نكته‌‌ها به‌دست می‌آوریم. قضیه‌ی آنان قضیه‌ی دفاع از یك فرد نیست، قضیه‌ی حمایت از جریان ضداسلامی و ضدارزشی است كه بنگاه‌‌‌های صهیونیستی و انگلیس و آمریكا به راه انداخته‌اند و با حماقت و عجله‌ی خود را رو به روی همه‌ی جهان اسلام قرار داده‌اند. البته ما باید ببینیم كه بعض دولت‌‌ها و حكومت‌‌های اسلامی چگونه با این فاجعه‌ی بزرگ برخورد می‌كنند. این‌كه دیگر مسأله‌ی عرب و عجم و فارس و ایران نیست؛ بلكه ا‌هانت به مقدسات مسلمانان از صدر اسلام تاكنون و از امروز تا همیشه‌ی تاریخ است و نتیجه‌ی نفوذ بیگانگان در فرهنگ مكتب اسلام است كه اگر غفلت كنیم، این اول ماجراست و استعمار از این مار‌‌های خطرناك و قلم به دستان اجیر شده در آستین فراوان دارد.

ضرورتی نیست كه در چنین شرایطی ما به دنبال ایجاد روابط و مناسبات گسترده باشیم؛ چرا كه دشمنان ممكن است تصور كنند كه ما به وجود آنان چنان وابسته و علاقه‌مند شدیم كه از كنار ا‌هانت به معتقدات و مقدسات دینی خود ساكت و آرام می‌گذریم. آنان كه هنوز بر این باورند و تحلیل می‌كنند كه باید در سیاست و اصول و دیپلماسی خود تجدیدنظر نماییم و ما خامی كرده‌ایم و اشتبا‌هات گذشته را نباید تكرار كنیم و معتقدند كه شعار‌‌های تند یا جنگ سبب بدبینی غرب و شرق نسبت به ما و نهایتاً انزوای كشور شده است و اگر ما واقع‌گرایانه عمل كنیم، آنان با ما برخورد متقابل انسانی می‌كنند و احترام متقابل به ملت ما و اسلام و مسلمین می‌گذارند، این یك نمونه است كه خدا می‌خواست پس از انتشار كتاب كفرآمیز آیات شیطانی در این زمان اتفاق بیافتد و دنیای تفرعن و استكبار و بربریت چهره‌ی واقعی خود را در دشمنی دیرینه‌اش با اسلام برملا سازد تا ما از ساده‌اندیشی به درآییم و همه‌چیز را به حساب و اشتباه و سوء مدیریت و بی‌تجربگی نگذاریم و با تمام وجود درك كنیم كه مسأله‌ی اشتباه ما نیست بلكه تعمد جهان‌خواران به نابودی اسلام و مسلمین است؛ والاّ مسأله‌ی فردی سلمان رشدی آنقدر برایشان مهم نیست كه همه‌ی صهیونیست‌ها و استكبار پشت سر او قرار بگیرند.

روحانیون و مردم عزیز حزب‌الله و خانواده‌‌‌های محترم شهدا حواسشان را جمع كنند كه با این تحلیل‌ها و افكار نادرست خون عزیزانشان پایمال نشود. ترس من این است كه تحلیل‌گران امروز ده‌سال دیگر بر كرسی قضاوت بنشینند و بگویند كه باید دید فتوای اسلامی و حكم اعدام سلمان رشدی مطابق اصول و قوانین دیپلماسی بوده است یا خیر؛ و نتیجه‌گیری كنند كه چون بیان حكم خدا آثار و تبعاتی داشته است و بازار مشترك و كشور‌‌های غربی علیه ما موضع گرفته‌اند، پس باید خامی نكنیم و از كنار ا‌هانت‌كنندگان به مقام مقدس پیامبر و اسلام و مكتب بگذریم! خلاصه‌ی كلام این‌كه ما باید بدون توجه به غرب حیله‌گر و شرق متجاوز و فارغ از دیپلماسی حاكم بر جهان درصدد تحقق فقه عملی اسلام برآییم والاّ مادامی كه فقه در كتاب‌‌ها و سینه‌ی علما مستور بماند، ضرری متوجه جهان‌خواران نیست و روحانیت تا در همه‌ی مسایل و مشكلات حضور فعال نداشته باشد، نمی‌تواند درك كند كه اجتهاد مصطلح برای اداره‌ی جامعه كافی نیست. حوزه‌‌ها و روحانیت باید نبض تفكر و نیاز آینده‌ی جامعه را همیشه در دست خود داشته باشند و همواره چند قدم جلوتر از حوادث، مهیای عكس‌العمل مناسب باشند. چه بسا شیوه‌‌‌های رایج اداره‌ی امور مردم در سال‌‌‌های آینده تغییر كند و جوامع بشری برای حل مشكلات خود به مسایل جدید اسلام نیاز پیدا كند؛ علمای بزرگوار اسلام از هم اكنون باید برای این موضوع فكری كنند.

نكته‌ی آخری كه توجه به آن لازم است، این‌كه روحانیون و علما و طلاب باید كار‌‌های قضایی و اجرایی را برای خود یك امر مقدس و یك ارزش الهی بدانند و برای خود شخصیت و امتیازی قایل بشوند كه در حوزه ننشسته‌اند بلكه برای اجرای حكم خدا راحتی حوزه را ر‌ها كرده و مشغول به كار‌‌های حكومت اسلامی شده‌اند. اگر طلبه‌ای منصب امامت جمعه و ارشاد مردم یا قضاوت در امور مسلمین را خالی ببیند و قدرت اداره هم در او باشد و فقط به بهانه‌ی درس و بحث، مسؤولیت نپذیرد و یا دلش را فقط به هوای اجتهاد و درس خوش كند، در پیشگاه خداوند بزرگ یقیناً مؤاخذه می‌شود و هرگز عذر او موجه نیست. ما اگر امروز به نظام خدمت نكنیم و استقبال بی‌سابقه‌ی مردم از روحانیت را نادیده بگیریم، هرگز فرصت و شرایط بهتر از این را نخواهیم داشت. امیدوارم از نصایح و تذكرات مشفقانه این پدر پیر و این خدمتگزار حقیر خود دلگیر نشده باشید و در مظان استجابت دعا با انفاس قدسیه و با دل‌‌‌های منوّر خود برایم دعا و طلب مغفرت نمایید. من هم از یاد و دعای خیر برای روحانیت اصیل و حوزه‌‌‌های علمی غفلت نمی‌كنم.

خداوندا! توان علما و روحانیت را در خدمت به دین خود افزون نما. خداوندا! حوزه‌‌‌های علمیه، این سنگر‌‌های پاسداری از فقاهت و اسلام ناب را تا ابد پابرجا بدار. خداوندا! شهدای روحانیت و حوزه‌ها را از نعم بی‌كران و رزق حضور خویش بهره‌مند فرما. خداوندا! به جانبازانشان شفا مرحمت كن و به خانواده‌های شهدایشان صبر و اجر مرحمت فرما. مفقودین و اسرایشان را هرچه زودتر به اوطانشان برگردان. خداوندا! ارزش خدمت و خدمتگزاری به دین خود و به مردم را در دل و دیدگان ما افزون و جاودانه نما؛ إنّك ولیّ النّعم .

و السلام علیكم و رحمةالله و بركاته

روح‌الله الموسوی الخمینی

صحیفه‌ی نور؛ ج 21؛ صفحه‌ی 88؛ 67/12/3

ادامه نوشته

منشور روحانیت13

إن‌ شاءالله در بین جامعه‌ی مدرسین و طلاب انقلابی اختلافی نیست؛ اگر باشد بر سر چیست؟ بر سر اصول یا بر سر سلیقه‌ها؟ آیا مدرسین محترم كه ستون محكم انقلاب در حوزه‌‌های علمیه بوده‌اند نعوذ بالله به اسلام و انقلاب و مردم پشت كرده‌اند؟ مگر همان‌‌ها نبودند كه در كوران مبارزه، حكم به غیرقانونی بودن سلطنت دادند؟ مگر همان‌‌ها نبودند كه وقتی یك روحانی به ظاهر در منصب هر جمعیت از اسلام و انقلاب فاصله گرفت، او را به مردم معرفی كردند؟ آیا مدرسین عزیز از جبهه و رزمندگان پشتیبانی ننمودند؟ اگر خدای ناكرده این‌ها شكسته شوند، چه نیرویی جای آنان را خواهد گرفت و آیا ایادی استكبار، روحانی‌نما‌‌هایی را كه تا حد مرجعیت تقویت نموده است، یا فرد دیگری را در حوزه‌ها حاكم نمی‌كنند؟ و یا آن‌ها كه در طوفان پانزده سال مبارزه قبل از انقلاب و ده‌سال حوادث كمرشكن بعد از انقلاب، نه غصه‌ی مبارزه و نه غم جنگ و اداره كشور را خورده‌اند و نه از شهادت عزیزان متأثر شده‌اند و با خیالی راحت و آسوده به درس و مباحثه سرگرم بوده‌اند، می‌توانند در آینده پشتوانه‌ی انقلاب اسلامی باشند؟ راستی شكست هر جناحی از علما و طلاب انقلابی و روحانیون و روحانیت مبارز و جامعه‌ی مدرسین، پیروزی چه جناحی و چه جریانی را تضمین می‌كند؟ جناحی كه پیروز شود، یقیناً روحانیت نیست و اگر آن جناح الزاماً به روحانیت رو آورد، راستی به سراغ كدام قشر و تفكر از روحانیت می‌رود؟ خلاصه اختلاف به هر شكلی كوبنده است. وقتی نیرو‌‌های مؤمن به انقلاب حتی به اسم فقه سنتی و فقه پویا به مرز جبهه‌بندی برسند، آغاز باز شدن راه استفاده‌ی دشمنان خواهد بود. جبهه‌بندی نهایتاً معارضه پیش می‌آورد. هر جناح برای حذف و طرد طرف مقابل خود واژه و شعاری انتخاب می‌كند؛ یكی متهم به طرفداری از سرمایه‌داری و دیگری متهم به التقاطی می‌شود كه من برای حفظ اعتدال جناح‌‌ها همیشه تذكرات تلخ و شیرینی داده‌ام؛ چرا كه همه را فرزندان و عزیزان خود می‌دانم. البته هیچ‌گاه نگران مباحثات تند طلبگی در فروع و اصول فقه نبوده‌ام ولی نگران تقابل و تعارض جناح‌های مؤمن به انقلابم كه مبادا منتهی به تقویت جناح رفاه‌طلب بی‌درد و نق بزن گردد. نتیجه می‌گیرم كه اگر روحانیون طرفدار اسلام ناب و انقلاب دیر بجنبند ابرقدرت‌ها و نوكرانشان مسایل را به نفع خود خاتمه می‌دهند. جامعه‌ی مدرسین باید طلاب عزیز انقلابی و زحمت كشیده و كتك خورده و جبهه رفته را از خود بدانند. حتماً با آنان جلسه بگذارند و از طرح‌‌ها و نظریات آنان استقبال نمایند و طلاب انقلابی هم مدرسین عزیز طرفدار انقلاب را محترم بشمارند و با دیده‌ی احترام به آنان بنگرند و در مقابل طیف بی‌عرضه و فرصت‌طلب و نق بزن یدِ واحده باشند و خود را برای ایثار و شهادت در راه هدایت مردم آماده‌تر كنند. حال جامعه و مردم طالب حقیقت باشند مثل زمان ما كه حقاً مردم بیشتر از آنچه كه ما فكر می‌كنیم وفادار به روحانیت بوده و خواهند بود یا نباشند، مثل زمان معصومین علیهم‌السلام. اما مردم شریف ایران توجه داشته باشند كه نوعاً تبلیغاتی كه علیه روحانیت انجام می‌پذیرد، به منظور نابودی روحانیت انقلاب است. ایادی شیطان در تنگنا‌ها و سختی‌‌ها به سراغ مردم می‌روند كه بگویند روحانیت مسبب مشكلات و نارسایی‌‌هاست. آن‌هم كدام روحانی؛ روحانی بی‌درد و بی‌مسؤولیت نه، بلكه روحانیتی كه در همه‌ی حوادث جلوتر از دیگران در معرض خطر بوده است. كسی مدعی آن نیست كه مردم و پابرهنه‌ها مشكلی ندارند و همه‌ی امكانات در اختیار مردم است. مسلم آثار ده‌سال محاصره و جنگ و انقلاب در همه‌جا ظاهر می‌شود و كمبود‌ها و نیاز‌ها رخ می‌نماید ولی من با یقین شهادت می‌دهم كه اگر افرادی غیر از روحانیت جلودار حركت انقلاب و تصمیمات بودند، امروز جز ننگ و ذلت و عار در برابر آمریكا و جهان‌خواران و جز عدول از همه‌ی معتقدات اسلامی و انقلابی چیزی برایمان نمانده بود.

یا سیدی و یا مولای ، انت ربی، ان عبدک